به نام خدای عباس
شروع کردم به نوشتن . ولی نمیدونم چی بنویسم.
نمیدونم تا حالا چطوری توفیق داشتم این وبلاگ رو زنده نگه دارم .
آخه ما که خیلی گناهکاریم .اصلا ارزش این همه لطف و از طرف آقا اباالفضل ع نداریم .اما هر طوری که بوده ما هم یکی از غلامان روسیاهش هستیم البته اگه قبول کنه.
در خونه ی خوب کسی اومدید .به والله که باب الحوائجه.
هر چی رو از صمیم قلب ازش بخوای بهت میده .فقط باید بخوای .
من تو زندگیم خیلی ها رو دیدم که اسم آقا اباالفضل ع رو زبونشون بوده و امکان نداشته که تو زندگیشون موفق نباشن . واقعا این اسم خیلی عزیز و بزرگه.
ولی افسوس که ما قدر نمیدونیم و استفاده نمیکنیم از این نعمت بزرگ.
همین الآن هم دیر نشده شاید یه نیم نگاه بهمون بندازه.
خیلی دلم می خواد یعنی واقعا دوست دارم که یه روزی آقا اباالفضل برگه ی غلامی ما رو امضا کنه.
میدونید برای چی؟
برای اینکه با غرور و افتخار روی زمین راه میرم. و به خودم میگم من غلام اباالفضلم و می دونم تو دنیا و آخرت یه کسی رو دارم که ...
وقتی توی خاک می گذارنم . وقتی نکیر و منکر توی قبر به سراغم میان.یا هر جایی از عالم قبر و برزخ و قیامت "کسی باهام کار نداره"
فقط بخاطر اینکه غلام عباسم ...
به امید اونروز که آقا اباالفضل برگه ی غلامی هممون رو امضا کنه.

