(این مصیبت را بخوان)
عالم بزرگوار(شیخ کاظم سبتی رضوان الله تعالی علیه)فرمود:یکی از علمای بزرگ و معروف نزد من آمد
و فرمود:من از طرف (آقاحضرت عباس (ع))برای شما پیغامی آورده ام.
گفتم بفرمایید چه پیغامی است؟من در خدمت شما هستم.فرمود: من در عالم خواب محضر مقدس با سعادت
(حضرت ابا الفضل علیه السلام)مشرف شدم،حضرت به من فرمود:به (شیخ کاظم سبتی)بگو:چرا این
مصیبت را نمی خوانی؟از این به بعد این مصیبت را هم بخوان،و آن این است که (هر وقت سوار کاری از
پشت اسب به زمین می افتد در وقت افتادن دست های خود را مثل سپر قرار می دهدو دست هایش را اول به
زمین می رساند تا وقت افتادن دست حائل شود و سوار کار با صورت به زمین نیفتد).
چه حالی خواهد داشت آن کسی که سینه اش مورد هدف تیر ها قرار گرفته باشد و دست هایش را هم بریده و
با گرز آهنین بر سرش زده باشند و امیدش نیز از رساندن آب به خیام قطع کرده باشند و با صورت به زمین
افتد.
![]()
دادی دو دست و دست دو عالم بسوی توست
ساقی تویی و باده ی ما از سبوی توست
ای ماه هاشمی لقب و پور و تراب
داروی درد ما به خدا خاک کوی توست
ای یادگار و زاده ی مشکل گشا علی(ع)
هر دل شکسته در طلب و جست و جوی توست
باب الحوائج همه ی خلق عالمی
در جمع عاشقان همه جا گفتگوی توست
از من مپش چهره که من دل شکسته ام
خود آگهی که چشم امیدم به سوی توست
کردی وفا و تشنه برون گشتی از فرات
ای آنکه عرض آب بقا از آبروی توست
آمد حسین بر سر تو دید پیکرت
در خاک و خون فتاده از جور عدوی توست
آثار انکسار عیان شدبه چهره اش
وقتی که دید غرقه به خون روی وموی توست
گفتا ز جای خیز تو ای یار و یاورم
بنگر خمیده پشت من از هجر ، روی توست




